فواد عزیزم سوم راهنمایی شاهد چندروز پیش برای گرفتن کارنامه اش رفتم و گفتم کارنامه کلاس هشتم مدیرشون گفت کلاس هشتم که دیروز بود ناله کردم که فواد اخلاق خاصی داره و همه چیز رو به من نمیگه و یه جورایی بامن راحت نیست تااینکه معاون رو صدا کرد و بله اونجا بود که معاون گفت و من یادم اومد که پسرم کلاس نهم است و من خیلی شرمنـــــــــــــــــــــــــــــــتتده
آناهیتای عزیزم خیلی همیشه غمخواروبهترین دوست من به حساب میاد چندروز پیش جمعه می خواست با ساغر باشه و من یه جورایی مخالف که صداش و برد بالا که هرگز نمی بخشمت چرا ؟؟؟ جمعه من آنا افراد زیاد دیگه ای وجود دارند که به دخترم آرامش می دهند خیلی بیشتر از من مادر ومن شـــــــــــــــرمننده.......
و داریوش عزیزم دیروز بعد از ظهر با هم خوابیدیم و وقتی بیدار شد یه جورایی غروب بود خیلی گریه کرد و دلش پر از غم بود وگفت منو هیچکس دوست نداره و تنهام ومن خیلی شـــــــــــــــــــــــــــــــــــــرمنده
برچسب:
نویسنده: هستی عابدی